در حال حاضر در حال تماشای این مورد هستید غزل ۱۳۶ حافظ (دست در حلقه آن زلف دوتا نتوان کرد)

غزل ۱۳۶ حافظ (دست در حلقه آن زلف دوتا نتوان کرد)

غزل ۱۳۶ حافظ از غزل‌های عارفانه حافظ است که در آن حافظ از موانع و مشکلات سیر الی الله سخن می‌گوید و جان کلام او در بیت هفتم است: مشکل عشق نه در حوصله دانش ماست. سخن از محبوبِ ازل و ابد است و توصیف‌های زلف و عارض و نازکی طبع لطیف، همه در این غزل تفسیر عرفانی می‌پذیرد. با این مقاله از فال و فیلم همراه باشید تا نکات بیشتری در مورد این غزل بیاموزید.

متن غزل ۱۳۶ حافظ

دست در حلقه آن زلف دوتا نتوان کرد
تکیه بر عهد تو و باد صبا نتوان کرد

آن چه سعی است من اندر طلبت بنمایم
این قدر هست که تغییر قضا نتوان کرد

دامن دوست به صد خون دل افتاد به دست
به فسوسی که کند خصم رها نتوان کرد

عارضش را به مثل ماه فلک نتوان گفت
نسبت دوست به هر بی سر و پا نتوان کرد

سروبالای من آن گه که درآید به سماع
چه محل جامه جان را که قبا نتوان کرد

نظر پاک تواند رخ جانان دیدن
که در آیینه نظر جز به صفا نتوان کرد

مشکل عشق نه در حوصله دانش ماست
حل این نکته بدین فکر خطا نتوان کرد

غیرتم کشت که محبوب جهانی لیکن
روز و شب عربده با خلق خدا نتوان کرد

من چه گویم که تو را نازکی طبع لطیف
تا به حدیست که آهسته دعا نتوان کرد

بجز ابروی تو محراب دل حافظ نیست
طاعت غیر تو در مذهب ما نتوان کرد

 

معنی واژگان دشوار غزل شماره ۱۳۶ حافظ

  •  زلف دو تا : گیسوی مجعد و خمیده که دل عاشق چون گوی در حلقه چوگان آن می‌افتد.
  • باد صبا : بادی که پیام عاشقان را به معشوق می‌رساند (در اینجا کنایه از وفای معشوق که به آن نمی‌توان اعتماد کرد).
  • قضا : مشیت و تقدیر الهی.
  • فسوس : تمسخر، استهزا.
  • خصم : رقیب، دشمن (کسی که سلوک عارفانه را نمی‌پذیرد).
  • عارض : صورت، چهره (در اینجا تجلی معشوق ازلی).
  • نسبت کردن : تشبیه کردن، مقایسه کردن.
  • بی‌سر و پا : هر چیز بی‌ارزش و دنیایی (در برابر محبوب ازل).
  • سماع : گوش دادن به ساز و آواز همراه با رقص و پایکوبی در خانقاه صوفیان.
  • قبا : لباسی که از جلو باز می‌شود (در برابر خرقه که از سر پوشیده می‌شود).
  • خرقه : جامه صوفیانه که از سر می‌پوشند و در سماع از تن بیرون می‌کنند.
  • نظر پاک : دیدگاه و بینشی که از ریا و غرض پاک باشد.
  • صفا : پاکی باطن، خلوص درون.
  • حوصله : گنجایش، ظرفیت (در اینجا کنایه از اینکه دانش مدرسه‌ای گنجایش فهم عشق را ندارد).
  • غیرت : حسادت عاشقانه، که در اینجا به غیرتِ غرورآمیزِ عاشقِ خودپندار اشاره دارد.
  • عربده با خلق خدا : ادعای برتری و مقام ویژه در نزد خداوند که باعث رنجش دیگر عاشقان می‌شود.
  • نازکی طبع لطیف : ظرافت و حساسیت رابطه باطنی بنده با پروردگار.
  • محراب ابروی معشوق : تشبیه هلال ابروی معشوق به هلال بالای محراب که قبله‌گاه نماز عاشق است.
  • طاعت غیر تو : عبادت و بندگیِ غیر از معشوق (که در مذهب عشق جایز نیست).

دست در حلقه آن زلف دو تا نتوان کرد

معنی بیت به بیت غزل ۱۳۶ حافظ (دست در حلقه آن زلف دوتا نتوان کرد)

دست در حلقه آن زلف دوتا نتوان کرد
تکیه بر عهد تو و باد صبا نتوان کرد

۱- زلف دو تا، یعنی زلفی که چین و شکن دارد و دنباله آن خمیده است و دل عاشق چون گوی در حلقه آن چوگان می‌افتد. معشوق در غزل فارسی به عهد خود وفا نمی‌کند و این معنی به غزل‌های عارفانه نیز تعمیم یافته، که عاشقان محبوب ازل و ابد هم، وصال او را آسان نمی‌بینند. به یاد صبا و به عهد باد صبا هم تکیه نمی‌توان کرد که آیا پیام عاشقان حق را به حق می‌رساند؟

آن چه سعی است من اندر طلبت بنمایم
این قدر هست که تغییر قضا نتوان کرد

۲- بنمایم، معنی مضارع و مستقبل را با هم دارد: در راه وصل حق آنچه باید بکنم، می‌کنم و خواهم کرد، اما اگر قضا ـ مشیت او ـ مرا نبذیرد، کاری از من ساخته نیست.

دامن دوست به صد خون دل افتاد به دست
به فسوسی که کند خصم رها نتوان کرد

۳- با توجه به دو بیت قبل و حال و هوای کلام، در مصراع اول این بیت یک «اگر» پنهان است: اگر روزی جلوه‌ای از عنایت حق بر من باشد، باید آن را محکم نگاه دارم. فسوس یعنی تمسخر، و خصم کسی است که سلوک عارفانه این رند را قبول ندارد یا خود مدعیِ توفیق در این راه است.

عارضش را به مثل ماه فلک نتوان گفت
نسبت دوست به هر بی سر و پا نتوان کرد

۴- عارض یعنی صورت، و در مورد محبوب ازل یعنی تجلی او در دل مرد حق. این عارض صورت مادیِ یک زن زیبا نیست تا در تشبیه بتوانیم بگیریم مثل ماه است. در مصراع دوم هم نسبت کردن به معنی تشبیه است، و بی‌سروپا یعنی هرچه این جهانی است و در برابر محبوب از قدر و بهایی ندارد، و البته در ظاهر هم، ماه فلک نه سر دارد و نه پا.

سروبالای من آن گه که درآید به سماع
چه محل جامه جان را که قبا نتوان کرد

۵- سرو بالا، یعنی معشوق خوش‌اندام، و باز سخن از جسم و زیبایی ظاهر نیست. سماع به معنی شنیدن، و در زبان صوفیان گوش دادن به ساز و سرود همراه با رقص و پایکوبی است که بیشتر فرقه‌های صوفیان آن را به عنوان بخشی از برنامه تربیتی خود در خانقاه اجرا می‌کنند. حضور مرید در مجلس سماع، مشروط به شایستگی او و اجازهٔ مرشد است. در سماع خانقاهی، گاه شور و هیجان چنان بالا می‌گیرد که صوفی خرقه خود را از سر به در می‌آورد و به میان جمع یاران می‌اندازد یا نثار مطرب و قوال  می‌کند. خرقه صوفیان عموماً از جلو باز نمی‌شود و آن را از سر می‌پوشند و در می‌آورند. به لباسی که جلوی آن باز باشد، قبا می‌گویند، و قبا کردن خرقه یعنی شکافتن و دریدن آن در شور و هیجان سماع، یا پاره‌پاره کردن خرقه‌ای که نثار یاران شده و برگرفتن پاره‌ای از آن به رسم تبرک. در این بیت، نه سخن از سماع خانقاهی است و نه سخن از نثار خرقه یک صوفی. به سماع درآمدن محبوب ازل یعنی تجلی او در دل مرد حق، و در برابر آن تجلی، آنچه باید نثار کرد خرقه جانِ عاشق است، نه خرقه صوفیانهٔ او. چه محل؟ یعنی ارزشی ندارد، قابل نیست. اگر جان را هم بدهی، کاری نکرده‌ای.

نظر پاک تواند رخ جانان دیدن
که در آیینه نظر جز به صفا نتوان کرد

۶- نظر پاک یعنی ذهنیتی که آلوده ریا و غرض نباشد. رخ جانان باز تجلی محبوب ازل است. آیینه، دل مرد حق است که حق در آن تجلی می‌کند. آن تجلی را کسی می‌تواند ببیند که صفای باطن دارد.

مشکل عشق نه در حوصله دانش ماست
حل این نکته بدین فکر خطا نتوان کرد

۷- دانش ما یعنی آنچه ما در مدرسه می‌آموزیم یا در کتابها می‌خوانیم. این دانش راهی به عالم معنا نمی‌گشاید. حوصله یعنی چینه‌دان پرندگان، و در حوصله دانش ما نیست، یعنی معنا و مفهومی نیست که دانش مدرسه‌ای گنجایش آن را داشته باشد یا به آن دست یابد. این فکر خطا هم یعنی این ذهن و فکر ما که خطا می‌کند و به جواب مسئله عشق نمی‌رسد.

غیرتم کشت که محبوب جهانی لیکن
روز و شب عربده با خلق خدا نتوان کرد

۸- غیرت، حسد عاشق است که نمی‌تواند عاشقان دیگر را در گرد معشوق ببیند، اما در مورد محبوب ازل و ابد که همه ما آفریدگان عاشق او باشیم، اگر عاشق پندارد که نزد پروردگار مقامی دارد، و این عنایت، او را محبوب جهان می‌سازد و عاشقان دیگر چنین مقامی ندارند! این غیرت غرور آمیز خود او را رنج می‌دهد، و عربده با خلق خدا – یعنی ادعای چنین محبوبیتی – هم عاشقان دیگر را از درگاه حق دور نمی‌کند.

من چه گویم که تو را نازکی طبع لطیف
تا به حدیست که آهسته دعا نتوان کرد

۹- نازکی طبع لطیف، اشاره به ظرافت و حساسیت رابطه باطنی بندگان با پروردگار است که گاه عاشق حق نمی‌داند که چه باید بکنند؟ چه باید بگویید یا نگویید؟ عنایت حق را به دعا طلب کند یا نکند؟

بجز ابروی تو محراب دل حافظ نیست
طاعت غیر تو در مذهب ما نتوان کرد

۱۰- تشبیه هلال ابروی معشوق به هلال بالای محراب در غزل حافظ مکرر می‌آید و نماز عاشق حق تمرکز کامل در مشاهده تجلی پروردگار است. مذهب ما در این بیت همان عشق است و عاشق در محراب ابروی دوست نماز می‌خواند.

متن غزل ۱۳۶ حافظ

تفسیر فال غزل ۱۳۵ برای نیات مختلف

هشدار، فال حافظ جنبه سرگرمی دارد و نباید ملاک تصمیمات مهم زندگی باشند.

نیت شما تعبیر و توصیه‌های حافظ
نیت کلی (هر مقصودی) دلت به کسی بسته است که طبعی لطیف و حساس دارد و مورد توجه همگان است. اگر او را دوست داری، باید با خوب و بدش کنار بیایی و بر وفاداریاش اعتماد کنی. گرچه به سختی به دست آوردهای، اما به افسون دشمنان اعتنا مکن و صبر پیشه کن تا مشکلاتت حل شود. حل این معما با اندیشه، کوشش و کمک یک دانشمند ممکن است. در این مسیر، دقت و سرعت را همراه با توکل بر خدا به کار بند.
نیت ازدواج اگرچه مقدمات ازدواج اکنون فراهم نیست، اما طرف مقابل به عهد خود وفادار است. برای به دست آوردن دل او، باید صبر و مدارا پیشه کنی و او را با تمام لطافت و زودرنجیاش بپذیری. از دانشمندان و افراد آگاه مشورت بگیر و با دقت و شتاب مناسب، گام‌هایت را بردار. تحولی اساسی در زندگیات در راه است و وضع بهتری خواهی داشت.
نیت عشق و رابطه معشوق تو دارای طبعی نازک و حساس است که تحمل شنیدن حتی دعای آهسته را هم ندارد. در آیین عاشقان، جز پرستش محبوب نباید به کاری پرداخت. او به عهد خود وفادار است، اما تو برای دیدارش انتظار میکشی. با صبر و توکل بر خدا، این رابطه را استوار کن و از سخنان بدخواهان نهراس. تحولی نیکو در این رابطه در پیش است.
نیت مهاجرت مسافرت و تغییر مکان به زودی برایت عملی میشود. مسافر حالش خوب است و هدیه‌ای خواهد فرستاد. به یکی از مشاهد متبرکه برو و نذر خود را ادا کن که گشایش حاصل شود. با دقت و سرعت عمل، این جابه‌جایی را به سرانجام برسان و از تحول اساسی که در زندگیات رخ میدهد، استقبال کن.
نیت شغل و کار خرید و فروش تفاوتی ندارد، اما موفقیت در کار نیازمند دقت، سرعت و مشورت با افراد آگاه است. از تواناییهای خود برای پیشبرد اهداف استفاده کن و به سخن بداندیشان توجه نکن. تحولی اساسی در وضع شغلیات در راه است که به بهبود چشمگیری منجر خواهد شد. با توکل بر خدا و صبر، به سود سرشار دست خواهی یافت.
نیت سفر مسافرت در پیش است و مسافر به خوبی به مقصد خواهد رسید. هدیه‌ای دریافت میکنی و به زودی خود نیز به سفر خواهی رفت. از این فرصت برای زیارت مشاهد متبرکه و ادای نذر استفاده کن. با دقت و توکل بر خدا، این سفر را آغاز کن که تحولات نیکویی در انتظار توست و نگرانی جایی ندارد.

 

🍃 غزل‌های بیشتر

برای خواندن اشعار و تفأل‌های بیشتر، به وب‌سایت ما سر بزنید.

مشاهده غزل‌ها

دیدگاهتان را بنویسید