در حال حاضر در حال تماشای این مورد هستید غزل ۱۲۹ حافظ (اگر نه باده غم دل ز یاد ما ببرد)

غزل ۱۲۹ حافظ (اگر نه باده غم دل ز یاد ما ببرد)

این غزل بیشتر یک حسب حال است و از نظر مضمون و تعبیر، در کنار غزل‌های عاشقانه حافظ قرار می‌گیرد. با ما در فال و فیلم همراه باشید تا با جزئیات این غزل زیبا و شنیدنی بیشتر و بهتر آشنا شوید.

متن غزل ۱۲۹ حافظ

اگر نه باده غم دل ز یاد ما ببرد
نهیب حادثه بنیاد ما ز جا ببرد

*******
اگر نه عقل به مستی فروکشد لنگر
چگونه کشتی از این ورطه بلا ببرد

*******
فغان که با همه کس غایبانه باخت فلک
که کس نبود که دستی از این دغا ببرد

*******
گذار بر ظلمات است خضر راهی کو
مباد کآتش محرومی آب ما ببرد

*******
دل ضعیفم از آن می‌کشد به طرف چمن
که جان ز مرگ به بیماری صبا ببرد

*******
طبیب عشق منم باده ده که این معجون
فراغت آرد و اندیشه خطا ببرد

*******
بسوخت حافظ و کس حال او به یار نگفت
مگر نسیم پیامی خدای را ببرد

 

معنی واژه‌های دشوار غزل شماره ۱۲۹ حافظ

واژه یا ترکیب سخت معنی
نهیب حادثه حمله و غارت روزگار، روی آوردن ناگهانی غم که زندگی را زیر و رو می‌کند
فروکشد لنگر لنگر انداختن و توقف کردن کشتی (کنایه از درنگ و تأمل)
ورطه بلا گرداب گرفتاری و بلایای دنیا
غایبانه باخت فلک بازی روزگار به‌صورت پنهان و دور از انتظار، چیرگی پنهانی فلک در بازی زندگی
دغا حیله‌گر، مکار (در اینجا صفت فلک و روزگار)
دستی از این دغا ببرد چنان بازی کند که روزگار را ببازد و حیله‌اش را خنثی کند (کاری که کسی قادر به آن نیست)
ظلمات تاریکی‌ها، راه دشوار و پرخطر (اشاره به داستان خضر و اسکندر)
خضر راه راهنما و پیر طریق که راه صاحب‌دلان را روشن می‌کند
آتش محرومی سوزش ناامیدی و محروم ماندن از راهنمایی، که آبرو و حرمت را نابود می‌کند
دل ضعیف دل بیمار، افسرده و ناتوان
بیماری صبا نسیم ملایم و آهستهٔ صبا (که تند و سرکش نیست و حال دل را باز می‌گرداند)
طبیب عشق من (حافظ) که درمان درد عشق را می‌شناسم
باده ده باده بده، شراب بیاور
فراغت آرد آرامش خاطر بیاورد، آسودگی ببخشد
نسیم باد ملایم، پیک و قاصد عاشقان (برای بردن پیام)

 

یک عکس از متن کامل غزل 129 حافظ

معنی بیت به بیت غزل ۱۲۹حافظ (اگر نه باده غم دل ز یاد ما ببرد)

اگر نه باده غم دل ز یاد ما ببرد
نهیب حادثه بنیاد ما ز جا ببرد

۱- نهیب اسمی است بر وزن صفت مشبهه (وزن فعیل مانند صفیر و نفیر) مشتق از نهب به معنی حمله و غارت، و در اینجا نهیب حادثه یعنی روی آوردن غم که زندگی را زیر و رو می‌کند.

اگر نه عقل به مستی فروکشد لنگر
چگونه کشتی از این ورطه بلا ببرد

۲- لنگر فرو کشیدن، توقف کشتی و در نتیجه ماندن مسافران در جایی است. عقل هم اگر گاهی به مستی نگراید، نمی‌تواند کشتی خود را به‌ساحل برساند. این ورطه بلای دنیاست و زندگی این دنیا که پر از گرفتاری است.

فغان که با همه کس غایبانه باخت فلک
که کس نبود که دستی از این دغا ببرد

۳- غایبانه باختن در نرد و شطرنج، این است که بازیگر ماهر کنار بنشیند و به‌دیگری راه نشان دهد. اما در اینجا یعنی آنچه روزگار بر سر ما می‌آورد، و دور از انتظار و غیرقابل پیش‌بینی است و کسی نمی‌تواند گرفتار بازی‌های او نشود. دغا یعنی حیله‌گر، و دستی از او ببرد یعنی چنان بازی کند که فلک به او ببازد، و این ممکن نیست.

گذار بر ظلمات است خضر راهی کو
مباد کآتش محرومی آب ما ببرد

۴- در کلام حافظ به ظلمات و آب حیات و زندگی جاودان و رهنمایی خضر، مکرر اشاره می‌شود، و او نام خضر، و خضر راه، خضر پی‌خجسته و خضر فرخ‌پی را مانند پیر مغان و پیر میکده به معنی کسی که راه صاحب‌دلان و رندان دل‌آگاه را روشن و هموار می‌کند، به‌کار می‌برد. راه دشواری در پیش است و به‌هدایت صاحب‌دلی نیاز دارم، و اگر از چنان خضر راهی محروم بمانم، این محرومی مانند آتشی که همه چیز را می‌سوزاند، حرمت و آبروی ما را نابود می‌کند.

دل ضعیفم از آن می‌کشد به طرف چمن
که جان ز مرگ به بیماری صبا ببرد

۵- دل ضعیف یعنی دل بیمار و افسرده، و چمن در کلام حافظ به معنی باغ به‌کار می‌رود. بیماری صبا به‌ این معنی است که صبا باد تند و سرکش نیست و آهسته و ملایم است. دل بیمار من میل باغ دارد تا با نسیم ملایم صبا زندگی را بازیابد.

طبیب عشق منم باده ده که این معجون
فراغت آرد و اندیشه خطا ببرد

۶- من درد عشق را می‌شناسم و درمانش را می‌دانم. درمانش باده است، معجونی که آرامش خاطر می‌آورد و فکرهای نادرست و آزارد‌هنده را ـ نگرانی‌ها را ـ دور می‌کند. در مصراع اول، حافظ علامه قزوینی «باده ده» ضبط کرده است. متن مطابق با تصحيح استاد خانلری، دکتر یحیی قریب و سایه است.

بسوخت حافظ و کس حال او به یار نگفت
مگر نسیم پیامی خدای را ببرد

۷- نسیم همان نسیم ملایم صباست که پیک عاشقان است. شاید او برای رضای خدا خبری از حافظ به معشوق او برساند.

منبع این بخش: نقد و شرح غزل‌های حافظ از محمد استعلامی

طبیب عشق منم باده ده که این معجون

تفسیر غزل ۱۲۹حافظ + فال برای نیت‌های مختلف

هشدار: فال حافظ صرفاً جنبه سرگرمی دارد و نباید ملاک تصمیمات مهم زندگی قرار گیرد.

نیت تعبیر
نیت کلی زندگی سخت و پررنج بوده و اکنون در دامی گرفتار آمده‌اید. تنها خدا می‌تواند نجاتتان دهد، به او پناه ببرید و به اولیا توسل کنید. افکار واهی را دور بریزید، اراده کنید و توکل نمایید. سوره طور را با حضور قلب بخوانید و به یکی از مشاهد متبرکه بروید. هر قفلی کلیدی دارد و از مشاوری خوب بهره بگیرید.
ازدواج موقعیت ازدواج فعلاً فراهم نیست. اما ویژگی‌های مثبتی چون محبت، بخشندگی و سازشکاری دارید. در صورت ازدواج صاحب چهار فرزند خواهید شد که یکی از آنها نابغه می‌شود. تردید و وسواس را کنار بگذارید و با توکل پیش روید.
رابطه زودرنجی و نازک‌نارنجی شما باعث دل‌مشغولی‌های فراوان شده است. با تکیه بر محبت ذاتی‌تان و دور ریختن افکار نادرست، روابط را بهبود بخشید. خوشرو و خیرخواه هستید، از این ویژگی‌ها برای رفع کدورت‌ها استفاده کنید.
مهاجرت تغییر محل زندگی امکان‌پذیر است، اما مسافرت در حال حاضر توصیه نمی‌شود. ویژگی‌هایی چون وقت‌شناسی، هوشیاری و روشنفکری به شما در تصمیم‌گیری‌های مهم کمک می‌کند. پیش از اقدام، دعا و مشورت را فراموش نکنید.
کار و شغل خرید و فروش سودآور است. به مقامی خواهید رسید. تغییر شغل امکان‌پذیر است. اراده قوی و اندیشه تابناک شما بی‌نظیر است، تنها تردید را کنار بگذارید. به خود متکی باشید که چیزی از دیگران کم ندارید.
سفر مسافرت در مجموع توصیه نمی‌شود، اما اگر سفری در پیش است، حال مسافر خوب خواهد بود. پیش از سفر، به مشاهد متبرکه رفته و دعا کنید. با برنامه‌ریزی دقیق و دوری از وسواس می‌توانید از سفر کوتاه خود بهره ببرید.
🍃 غزل‌های بیشتر

برای خواندن اشعار و تفأل‌های بیشتر، به وب‌سایت ما سر بزنید.

مشاهده غزل‌ها

دیدگاهتان را بنویسید