غزل ۱۲۷ حافظ غزل عاشقانهای است. در دو بیت چهارم و پنجم تکرار قافیه دارد و در بعضی از نسخههای معتبر دیوان، این دو بیت پشت سر هم نیامده، اما در هر حال تکرار قافیه برجاست. با فال و فیلم همراه باشید تا با عمق این شعر بسیار زیبا آشنا شوید.
لیست محتوای این مقاله
متن غزل ۱۲۷ حافظ
روشنی طلعت تو ماه ندارد
پیش تو گل رونق گیاه ندارد
*******
گوشه ابروی توست منزل جانم
خوشتر از این گوشه پادشاه ندارد
*******
تا چه کند با رخ تو دود دل من
آینه دانی که تاب آه ندارد
*******
شوخی نرگس نگر که پیش تو بشکفت
چشم دریده ادب نگاه ندارد
*******
دیدم و آن چشم دل سیه که تو داری
جانب هیچ آشنا نگاه ندارد
*******
رطل گرانم ده ای مرید خرابات
شادی شیخی که خانقاه ندارد
*******
خون خور و خامش نشین که آن دل نازک
طاقت فریاد دادخواه ندارد
*******
گو برو و آستین به خون جگر شوی
هر که در این آستانه راه ندارد
*******
نی من تنها کشم تطاول زلفت
کیست که او داغ آن سیاه ندارد
*******
حافظ اگر سجده تو کرد مکن عیب
کافر عشق ای صنم گناه ندارد
معنی واژههای دشوار غزل ۱۲۷ حافظ
| واژه یا ترکیب دشوار | معنی |
|---|---|
| طلعت | چهره، صورت (همریشه با طلوع) |
| رونق | جلوه، زیبایی و درخشش |
| شوخی | گستاخی، بیشرمی (در این بیت برای گل نرگس) |
| نرگس | گل نرگس؛ استعاره از چشم زیبا و فریبنده |
| چشم دریده | گستاخ و بیادب (که حیا را رعایت نمیکند) |
| رطل گران | پیمانهٔ بزرگ شراب، جام گرانقدر |
| مرید خرابات | ساقی میخانه، خدمتکار میکده (مغبچه یا ترسابچه) |
| خانقاه | محل عبادت و گردهمایی صوفیان |
| تطاول | غارت، دستدرازی؛ در اینجا: ربودن دلها با زلف |
| آستانه | درگاه، آستان، کوی معشوق |
| سجده | پیشانی بر زمین نهادن (عبادتی ویژهٔ خداوند) |
| کافر عشق | کسی که عشق، او را از راه خدا دور کرده؛ عاشق بیپروا |
| صنم | بت، معشوق زیبارو |
| دود دل | آه سوزان عاشق (که به دود مانند شده است) |
| تاب آه | توان و طاقت تحمل آه (بخار غم) – آینه تاب آه ندارد |
| خامش | خاموش، ساکت |
| دادخواه | فریاد دادخواهی و تظلم، شکایت از ستم |
| چشم دل سیه | چشم سیاه که مردمک آن سیاه است (و بیرحم مینماید) |

معنی بیت به بیت غزل ۱۲۷حافظ (روشنی طلعت تو ماه ندارد)
روشنی طلعت تو ماه ندارد
پیش تو گل رونق گیاه ندارد
۱- طلعت همریشه با طلوع، به معنی پیدا شدن و در اینجا چهره و صورت معشوق است. گل، گل سرخ است (۹:۱ و ۵:۲۵). گیاه، سبزه و علفی خودروست. گل سرخ با همه زیبایی در کنار تو جلوه ندارد، و مثل علف هرز است.
گوشه ابروی توست منزل جانم
خوشتر از این گوشه پادشاه ندارد
۲- جان من همواره گرفتار عشق تو و آرزومند دیدار توست، که انگار چون مسافری در گوشه ابروی تو فرود آمده است و چنان از این منزلگاه خوشحال است که برای او از قصر شاهان بهتر است (نگ: دل ز ما گوشه گرفت، ابروی دلدار کجاست؟ ۱۹:۷).
تا چه کند با رخ تو دود دل من
آینه دانی که تاب آه ندارد
۳- آینه را با صیقل دادن یک صفحهٔ آهنی میساختهاند و غالباً بخار و رطوبت آن را تیره میکرده است، و آینههای شیشهایی هم از بخار تیره میشود. در اینجا آه عاشق به دود و با مسامحه به بخار تشبیه شده است و چهره معشوق به آینه. اگر آه من اثر کند میترسم که زیبایی روی تو پایدار نماند.
شوخی نرگس نگر که پیش تو بشکفت
چشم دریده ادب نگاه ندارد
۴- شوخی یعنی بیشرمی. گل نرگس در برابر چشم تو زیبایی ندارد و اگر بشکفد بیشرم است (۶:۱۱۸ و ۴:۶۹) پیش تو، یعنی با وجود تو، با وجود زیبایی چشم تو.
دیدم و آن چشم دل سیه که تو داری
جانب هیچ آشنا نگاه ندارد
۵- چشم دل سیه، یعنی چشم سیاه که مردمک آن سیاه است (نگ: ترک دل سیه ۴:۶۷). دیدم و دریافتم که چشم تو رحمی به حال آشنايان ـ عاشقان ـ ندارد.
رطل گرانم ده ای مرید خرابات
شادی شیخی که خانقاه ندارد
۶- رطل گران یعنی پیمانه بزرگ، و اگر صفت گران هم نباشد، رطل جام بزرگ است، ساغر و پیاله نیست (۸:۸۷). مرید خرابات ساقی میخانه است ـ مغبچه یا ترسابچه بادهفروش (نگ: ص ۳۴) ـ که میکده خانقاه اوست. شیخ این خانقاه هم پیر میفروش است و پیر مغان حافظ (نگ: ص ۳۲ و ۳۳). شادی … یعنی به سلامتی … (۸:۱۲۳) بهمن شراب بده تا بهسلامتی پیر میخانه بنوشم.
خون خور و خامش نشین که آن دل نازک
طاقت فریاد دادخواه ندارد
۷- آن دل نازک، دل معشوق است که از غم عاشق غمی ندارد. دوری او را تحمّل کن و چیزی نگو (نگ: خانه پروری چه تاب آرد غم چندین غریب ۱۴:۲).
گو برو و آستین به خون جگر شوی
هر که در این آستانه راه ندارد
۸- این آستانه، کوی معشوق یا درگاه خانه اوست. هر عاشقی که در این درگاه راهش نمیدهند، چارهی ندارد جز این که خون بگرید. (بیت ۷:خون خور) و با آستین خود اشک خونین خود را پاک کند. در نظر قدما جگر جای عواطف است (نگ: آستین و آستان ۲:۱۲۱).
نی من تنها کشم تطاول زلفت
کیست که او داغ آن سیاه ندارد
۹- تطاول به معنی غارت، و در غزل تطاول زلف این است که دلها را میرباید (۲:۱۱۲ و ۱۶:۱۴). این زلف سیاه تو ـ این زیبایی تو ـ دل خیلیها را برده است.
حافظ اگر سجده تو کرد مکن عیب
کافر عشق ای صنم گناه ندارد
۱۰- سجده، خاص خداست، و سجده به معشوق کاری است که کافر یا مشرک میکند. کافر عشق در غزل دیگر کسی است که راه عشق را درست نپیماید (۴:۲۶) اما در اینجا یعنی کسی که عشق، او را از راه خدا دور کرده. من به تو سجده میکنم و کفر عاشقان گناه نیست (گفتا: بهکوی عشق هم این و هم آن کنند ـ ۱۹۸:۲).
منبع این بخش: نقد و شرح غزلهای حافظ از محمد استعلامی

تفسیر غزل ۱۲۷حافظ + فال برای نیتهای مختلف
هشدار: فال غزل ۱۲۷ حافظ صرفاً جنبه سرگرمی دارد و نباید ملاک تصمیمات مهم زندگی قرار گیرد.
| نیت | تعبیر |
|---|---|
| نیت کلی | راه آیندهتان بهترین انتخاب است. از غرور بپرهیزید، با دوستان مهربان باشید و نیازمندان را در توانایی از یاد نبرید. به مخالفان اعتنا نکنید و با اعتماد به نفس پیش روید. با سیاست و حوصله پیش بروید، نذر ادا کنید و سوره الرعد را با حضور قلب بخوانید. |
| ازدواج | راهی که برگزیدهاید درست است اما رقبایی وجود دارند. از شتاب بپرهیزید و با فردی آگاه مشورت کنید. ویژگیهایتان مانند ثبات قدم و خوشبینی به کمک شما میآید. زندگی بدون عشق ارزش ندارد، گوشه ابروی یار بهترین منزل است. |
| رابطه | احتمال فریب خوردن وجود دارد، پس با دوراندیشی عمل کنید. صلحجویی و سخاوت ذاتی شما در این مسیر مؤثر است. اگر دلرنجگی هست، با محبت جبران کنید. به موانع و مخالفان بیاعتنا باشید. |
| مهاجرت | راه طولانی و رقبایی پیش رو دارید. با آگاهی و مشورت قدم بردارید. حال مسافر (شما) خوب خواهد بود. ثبات قدم و زرنگی شما کلید موفقیت است. پیش از اقدام، پدر و مادر را محبت کنید. |
| کار و شغل | مسیر انتخابی بهترین است و به سعادت میرسد. با سیاست و حوصله عمل کنید. ممکن است رقبایی مانع ایجاد کنند؛ به آنها اعتنا نکنید. خوشبیان و شیکپوش هستید، از این ویژگیها برای پیشبرد اهداف استفاده کنید. |
| سفر | حال مسافر خوب است. راه هرچند طولانی، مقصد خوشایندی دارد. از عجله بپرهیزید. اگر دلرنجگی از کسی پیش آمده، گذشت کنید. نذر ادا کنید و با خیال راحت قدم بردارید. |
